شعر در مورد چهارمحال و بختیاری ، شعر در مورد فرهنگ بومی و شاعران استان

شعر در مورد چهارمحال و بختیاری

شعر در مورد چهارمحال و بختیاری ، شعر در مورد فرهنگ بومی و شاعران استان

شعر در مورد چهارمحال و بختیاری ، شعر در مورد فرهنگ بومی و شاعران استان همگی در سایت چوقای سیاه.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد چهارمحال و بختیاری

لُر وطنخواه است و ایرانی نژاد

چون زلال چشمه ساران پاکزاد

در وجود لُر سر تسلیم نیست

در دل او جای ترس و بیم نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره چهارمحال و بختیاری

داغُمـه تازه نکُـن کُـر , کــــه سَراپــــا دَردُم
هیشکی تی بـــه رَهُــم نــی کـــه بِخوام وُرگردُم

ای دُوَر تـون بـــه خُدایی کـه بــدادت تیه کـال
مَر نیبینی کـــه زِ عشق تــــو مریضُـــم , زَردُم

تـــا بـــه تی کـال تو وُستـه سر و کارُم هر شَو
خَو ایبینـوم کــه ز دیفـار تـو مـــو وُرچَــردُم

دوش رَهدُم بـه چُغـــاخور کـــه دلُــم وا وابــو
همـــه وا یَک خَش و خــوش بیدِن و گشتـــن مـردُم

هـــرکـــسی دست هُمیلایی بــه دستـــس بید و مو
حَــرس ایـرِهدُم زِ تیـــــام , حسرت دل ایخَردُم

مــو نـدارُم گِلـه از بخت بــد و طالــع شـــوم
گِلـه دارُم مُــو از ای عشق جُنـــون پــــروردُم

جــان *شهرو * تــو ز دست مُــو نکــش دامنتـه
پــا زِ عشق تو مُو ار پس بِکَشُم نــامـــــردُم

شعر در مورد فرهنگ بومی چهارمحال و بختیاری

دشمن ظلم است با خوبان ندیم

قصه ی عشق است از نسل قدیم

شاهد است تاریخ از پیشینیان

جنگ لُر با دولت عثمانیان

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد استان چهارمحال و بختیاری

کَوگِ تاراز مَیَر چی مُو دِلِس پُرخینِه
کُر بِپُرسین که چِسِه سیچه خَراشِه رینِه

شَک نَدارُم که گُلی سُهر دِلِس خین کِردِه
داغ دارِه به دِلِس , داغِ دِلِس سِنگینِه

نَنیِرین حال مُنِه سیچه چینُو خینِه دِلُم
بِنیِرین مَحض خُدا او لَوِ خینالینِه

پات ِ ری خاک نَنِه گُرت نِشینِه به قِریت
خوای کُجه ری بگو تا فَرش کُنُم قالینِه

اَر نیبوهِه کَم از او ناز و اَداتون بِگوهین
سی دِلِ کینِه که هِی پیت اِدین او مینِه

دوش دیمِس که گُذشت از وَرُم و سِیل نَکِرد
فَندِسِه خواه که بگو یعنی مُنِه نیبینِه

مِنِه کیچه مُو زِ آخوندِ مَحَل پُرسیدُم
تون خُدا سِیل بِکُن هُو مَلِکه یا زینِه

زَنگَلِ شَهر سیچه پاک گُپاسون سُهرِه
مَر اَنار خَردِنِه دَستان به گُپا مالینِه

ریسِه کَج کِرد و گُد ایمانِتِه بر باد نَدِه
کِرِه تی هِی اِنی یَشتی به گُلِ باوینِه

هَفت پُشتِ مُو به اَودال ایرَسِه جَر نَکُنین
مِنِه شَهرویی نَپُرسین کُره شَهرو کینِه ؟

گُوگِری اَر نِبوهِه پاک کُنِه دُشمَنِ یَک
عالی و صادقی و شیخی و ابدالینه

معنی ابیات :
____________

۱- کبک تاراز مگر مانند من دلش پرخون است / ای پسر بپرسید که چه اش است و برای چه روی خود را می خراشد

۲- شک ندارم که گلی سرخ دلش را خون کرده است / داغ دارد به دلش و داغ دلش سنگین است

۳- به حال من نگاه نکنید که برای چه دلم اینطور خون است / محض خدا آن لب خون آلود را نگاه کنید

۴- پایت را روی خاک نگذار که گرد به دامنت ننشیند / کجا میخواهی بروی بگو تا قالی را فرش کنم

۵- اگر از آن ناز و اداهای تان کم نمی شود بگوئید / برای دل کیست که موی تان را پر پیچ می کنید .

۶- دیروز دیدمش که از کنارم گذشت و نگاه نکرد / نقشه اش می باشد . میخواهد یعنی بگوید که مرا نمی بیند .

۷- داخل کوچه من از آخوند محل پرسیدم / تو را بخدا نگاه بکن او ملک هست یا زن ..؟

۸- زنهای شهر چرا همگی گونه هایشان سرخ است / مگر انار خورده اند و دستها را به لپ هایشان ( گونه های شان ) مالیده اند

۹- رویش را از من کج کرد و گفت ایمانت را بر باد مده / از کوشه ی چشم داشت نگاه به گُل بابونه ( زن ) میکرد .

۱۰- هفت پشت من به ابدال می رسد . دعوا نکنید / توی شهرویی نپرسید که ای پسر شهرو چه کسی هست ؟

۱۱- برادری اگر که نباشد همه را دشمن هم می کند / عالی و صادقی و شیخی و ابدالی را

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چهار محال بختیاری

ما زنسل لاله های پرپریم

ما مرام عشق با عشق می خریم

نا خدا مردان طوفان دیده ایم

ما بلا را با بلا سنجیده ایم

شعر در مورد استان چهارمحال و بختیاری

روزل خَشو

دلم سی روزل خَشو بونه کِرده

کاکا دده یل پَر دلم غم لونه کِرده

اگر سی تو بگُم مو کهنه فقیرُم

چِهِ گویُم بخت مو کی چونه کِرده

*** *** ***

یارش وخیر روزل خَشو گذشته مو

خاطرات خَشش پَر دلم نوشته بو

اگر فکر ای کنی وَ یارُم ای روی تو

دلم سیت چی بلالی سر انگِشت برشته بو

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره استان چهارمحال و بختیاری

بستر راحت برای مرد نیست

مرگ در بستر سزای مرد نیست

مکتب ما درس سر برنیزه هاست

انتخاب بهترین انگیزه هاست

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد چهارمحال و بختیاری

ای کُر بی باک مالُم شیر ایل هفت و چار

داغِ تو تَش ناده مینِ آسماری و کَلار

شعر در مورد استان چهارمحال بختیاری

مکتب لر مکتب آزادگیست

منطق عرفان او افتادگیست

شهر او میراث درد است و جنون

شاخسارش خم شد و سوخت از درون

⇔⇔⇔⇔

شعر درمورد ادبیات بومی چهارمحال و بختیاری

به نام قوم بختیاری و به نام تفنگ برنو و زین اسب های بختیاری ها

ازغرب زمین یونان پرس جو کنید تا سرزمین های مشرقی و چین

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی چهارمحال و بختیاری

شاید لُرم …لکم ….به خدا بختیاری ام

من اهل سرزمین … لُر ….بی قراری ام

شاید کبیر کوه گواهی دهد که من

کاسیت زاده ی … همیشه بُرد باری ام

شعر درباره چهارمحال بختیاری

مُو هِدُم رهگذری زِه بختیاری

زاده سالندکوه و دشت آسماری

مُـو هِـدُم زِه قـوم هفت وچـار

قوم گئوگری،هیجار و هَـیـاری

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی استان چهارمحال و بختیاری

در موزه ها نشان مرا از همه بگیر

شاید ندیده اید …به مَــفرغ نگاری ام!

خط های روی شال و قوایم نرفته اند

بشمارشان که باز …نگویی فراری ام

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره ی استان چهارمحال و بختیاری

من ز نژاد کورشم ، آزاده ای پر شورشم

پیکان تیر آرشم ، خون رگ سیاوشم

من کاوه ی آهنگرم ، تا به ستم نیاورم

از چرم پرچم ساختم ، تا بر ستمگر تاختم

از غرب و از ماد آمدیم ، ارژنگی و پاک آمدیم

من پارت اشکانیم ، من شیر مرد پارسی ام

موج خلیج فارسم ، من شاه تنها خاورم

زیرا که ایرانیم ، از قوم بختیاریم

⇔⇔⇔⇔

شعر محلی بختیاری

هر رهگذری بر سر این سفره نشسته است

رد کردن مهمانی یک لُر شدنی نیست

در کوره ده ما همگی اهل مرامند

همزیستی نان خور و نان بر شدنی نیست

شعر چهارمحال و بختیاری

شُویی بید و مُونو خاتون، دوتامون
هوا مَهتَو،لُوِ کارون، دوتامون

ترانه ایوَزید و عشق ایخوند،
به زیرِ نم نمِ بارون، دوتامون

هوا طوری که دل ایخو، هَمو طور،
خوش و شیرین، نگاهامون، دوتامون

اِگفتی و اِگفتُم از تَهِ دل:
نداره مِهرِمون پایون، دوتامون
***
ایسو تنگِ غروبه، دل به‌جا، نی
یَکی “اَردَل”، یَکی “ناقون”، دوتامون

ایسو دیرم زِ تو، چی ماه و اَفتو
یَکی وَندَی، یَکی داغون، دوتامون
***
گذشت و نیگُذَردُم، هِی اِخونُم:
شُوی بید و مُونو خاتون، دو تامون

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.